کتاب اطلس ابر

اثر دیوید میچل از انتشارات روزگار - مترجم: علی منصوری-داستان علمی تخیلی

اطلس ابر سومین رمان دیوید استفان میچل (۱۹۶۹) نویسنده‌ی انگلیسی‌ست که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و همان سال در فهرست نهایی نامزدهای جایزه ی بوکر قرار گرفت. میچل که پیش از این هم در رمان‌هایش به سراغ گونه‌های مختلف ادبی رفته بود در این رمان تودرتو روایت خود را از قرن نوزدهم شروع می‌کند و تا آینده‌ای پسا‌آخرالزمانی پیش می‌برد. این رمان جوایز کتاب بریتانیا و کتاب سال ریچارد اند جودی را از آن خود کرده.


خرید کتاب اطلس ابر
جستجوی کتاب اطلس ابر در گودریدز

معرفی کتاب اطلس ابر از نگاه کاربران
سه شنبه، 16 ژوئن - @ من به مجله من به عنوان یک کاتولیک به مقدس آمد. @ درد در سر من بیش از حد شدید به نادیده گرفتن و \u0026 amp؛ ثابت می کند که این تجربه، هرچند که توسط ادبیات مورد احترام قرار گرفته، خود را به عنوان حوادث واقعی منصوب می کند. @ من باید این چه چیزی را در این روز به وجود آورم، فرمان آن را تا حدی که ممکن است نزدیک به واقعیت است. @ من این کار را انجام دادم و شروع به خواندن نمودم، امیدوار بودم که هوشمندانه در این کلمات ممکن است درک و آموختن روشنفکری بر من، اما آه! همانطور که تلاش کردم درک کنم، پلکهایم مثل بار سنگین بود پوست چروک پوست چشم من و آمپر؛ ***************** CHATEAU CAROL17th - VI - 2015Reader، از آن لذت بردم که من شروع کردم بخش در Zedelghem تنظیم شده است. نویسنده متشخص، در مورد موسیقی پرشور است. ساختن عباراتی که به موسیقی سمفونی گوش می دهد. بی پولی، در حال اجرا از طلبکاران، R.F. خود را وارد یک خانواده سلفی-ربط دهنده آهنگساز می کند. @ حالا، هنگام صحبت کردن با کتاب ها توجه کن. @ من مظنون به R.F. باید توسط یک منتقد مشترک شود؛ چطور دیگر می توان توضیحات خط هایی مانند: @ چیزی در مورد مجلات معتبر - به نظر می رسد برای یک دفترچه یادداشت واقعی ساخته شده است، و زبان آن کاملا درست نیست - اما چه کسی مجذوب چنین مجله و چرا؟ نویسنده خواندن ذهن من است به شما بگویم، این قسمت v.good بود. از نویسندگان علاقه مند به موسیقی خود را جذب کرده ام، مرا از موزیک سالم من در کالج یاد می کند - توصیه می کنید یک موز خود را پیدا کنید **************** ** 3Luisa Rey و Sixsmith در بحث در مورد فیلم های هچاکو بحث می کنند. باز هم من فکر می کنم که میچل به عنوان ناف خود را هنگامی که Sixsmith می گوید، @ پازل ساختگی، بله، اما همه هیجان انگیز بدون هیچ گونه تضعیف خشک شدن. @ ***************** @ As یک ویرایشگر باتجربه، من فریبنده ها، پیش بینی ها و دستگاه های تند و زننده را تکذیب می کنم؛ آنها در دهه 1980 با M.A.s در نظریه postmoderinsm و هرج و مرج تعلق دارند. با این حال، من برای اتخاذ روایت خود با نسخه ای از این امر تکان دهنده، مجبور نیستم عذرخواهی کنم. ببینید، اولین قدم خوبی برای راه رفتن به هال بود، یا به جای اینکه در حومه هالز، جایی که مهاجمان مشتاقانه من به سر می برند، منحرف شده بود. @ این واقعا نسخه فعلی دکتر یوینگ است، پر از خود در هر معنایی از کلمه و متقاعد شده از هر دو اهمیت خود و با یک هوای عمومی از عدم تحمل برای کمتر روشنفکران اطراف او، با این حال توسط یک رنج از بی رحمانه فلج شده است. باز هم با نگاه دریایی، و اجازه دهید من در فاجعه منجنیق شروع نمی شود. من تا به حال هیچ ایده من واقعا خواندن پرنده توسط پرنده: برخی از دستورالعمل ها در نوشتن و زندگی. *******************@A سوال بیشتر متافیزیکی ... خوشحال بود، دوباره آن روزها؟ همانطور که خواندن داشتم، منظورم این بود؟ @ اگر با خوشحالی، فقدان ناراحتی را بدانید، خوب، بله، من خوش بین ترین خواننده در جامعه بودم، همانطور که در همه بررسی هایی که این کتاب را پنج ستاره انجام داد، اصرار داشت. @ با این حال، اگر خوشبختانه بدان معناست که فتح ناسازگاری، یا حس هدف، یا عقلانی بودن آن، به قدرت برسد، سپس اعتراف میکنم که این را برای کنجکاوی خفیف پازل ارائه شده بخوانم. اما من متوجه نشدم که می خوام خوندن New World Brave. با این حال، من معتقدم که تجربه من در میان سولد از بین نخواهد رفت. ****************این در حالی است که یک لبخند زیبا، اما شما از زندگی من در جزیره بیگ، این عباراتی است که مینونین را بیرون می اندازند. @ من عادت دارم دیجیتال را تشویق کنم، مگر اینکه نام آلبوم من آلویس واکر باشد **************** من متوقف می شوم، متقاعد شده ام که میچل تلاش می کند هر دو سخنران و احمق (منتقد) هر دو نوشتن و خواندن در کار: @ دو هفته دوام در اتاق موسیقی رفته، دوباره پردازش قطعات من در sextext برای همپوشانی انفرادی ... هر کدام در زبان خود را از کلید، مقیاس و رنگ . در اولین مجموعه، هر انفرادی توسط جانشین آن قطع شده است: در مرحله دوم، هر وقفه در ترتیب قرار می گیرد. انقلابی یا حیرت انگیز؟ شانت می داند تا زمانی که تمام شود، و پس از آن خیلی دیر شده است. @ من می دانم که اردوگاه من به چه سقوط است، بسیار مجبور به Mimi برای به اشتراک گذاشتن یک نسخه از کتاب با من.

مشاهده لینک اصلی
من یک دوست داشتم وقتی بچه بودم که یک پیانیست بسیار با استعداد بود. یکی از چیزهای شگفت انگیز که او می توانست انجام دهد، جادوگر آبجو Budweiser بود و چندین راه مختلف را بازی می کرد. اولین بار ممکن است مانند باخ شبیه باشد؛ سپس به Chopin بروید. پس از آن ممکن است آن را نسخه ragtime، یا بلوز یا Bebop باشد. تطبیق او با دستاوردهای وی روبرو شد. پس از Cloud Atlas، من دیوید میچل را در همان دسته قرار دادم. تقریبا هر بررسی این کتاب در مورد چگونگی نوآوری ساختار صحبت می کند. داستان ها در سبک های مختلف با تنظیمات مختلف (از جمله آینده)، ابتدا به ترتیب زمانی، با هر کدام اشاره به یک قبل از آن، و سپس در جهت معکوس تا زمانی که بازگشت به داستان اصلی است. این مدت طولانی و گاهی اوقات متراکم است، به ویژه بخش های آینده، جایی که زمان برای پردازش گفت و گو تکامل یافته (و یا متعهد) طول می کشد، اما هرگز خسته کننده نیست. و لطفا از این کتاب به عنوان یک حیله فکر نکنید. این ایده های تازه، تم های تکراری و بسیاری از حقایق برای گفتن دارد. به علاوه، با وجود تمام صداهای مختلف و سبک، نوشتن همیشه اولین نرخ است. بر خلاف سرود ملی کریستینا آگویلرا، فقط تعدادی یادداشت وجود دارد. شایستگی ادبیات اغلب از چیزهایی نیست که بیش از حد انجام می شود، آیا به نظر نمی رسد؟ من فکر می کنم من خطر امتناع بیش از حد فیزیولوژیک را دارم. برای صادق بودن، من بعضی از بخش ها را بهتر از دیگران دوست داشتم. اما من از همه آنها لذت بردم. حتی بخش های علمی تخیلی - به طور معمول نه چیز من - در راه روشن و سرگرم کننده انجام شد. من به من اعتقاد دارم که بیشتر داستانهایی که در آینده ایجاد می شود، روند گریزناپذیری را از تاریخ اخیر خودمان به دست می دهند و آنها را به افراطی غیر منطقی تحریک می کنند. سپس به راه آهن هدایت شدیم تا این مطلب را بخوانیم که پیامدهای فرهنگی و اخلاقی برای این مسیر جاری است. اگرچه شما کمی از این در Cloud Atlas به دست می آورید، آن را ظریف تر می کنید، و آن را در مورد مسائل انسانی است که به نظر می رسد بیشتر پایه و اساس. این احساس کمتر دستکاری و کمتر جبرگرایانه ای احساس می شود. او طعم دیگری از داستان های ژانر را به شکل یک تریلر جنایی نسبتا استاندارد در کالیفرنیا در 70 سالگی به ما داد. به عنوان یک مستقل، این خوب بود، اما نه استثنائی. اما به عنوان یک ریف، این یک مکمل عالی برای بقیه بود. به شما می گویم، این مرد میچل مرده است؛ راهنمایی کامل در اینجا هیچ کلمه ای گمشده ای نیست، و کمتر از یک خط داستان گمشده است. این تنها کتاب دوم من است. (Black Swan Green اولین نفری بود که من هم آن را دوست داشتم.) حالا میخواهم تمام مجموعه را بخوانم، به علاوه هر مصاحبه ای که انجام داد، ممکن است نور بیشتری را در این نیروی خلاق جدید در جهان نشان دهد، برای پایه فن او در حال رشد برای لذت بردن از.

مشاهده لینک اصلی
بعضی ها ادعا می کنند که این کار به عنوان یک شاهکار است که دیگران می گویند آن را قابل خواندن نیست. برای من بخاطر دیدگاه دیگر همدردی دارم. پیش از خواندن کتاب، من عمدا هیچ گزارشی از خواننده خواندن ندیدم، اما فیلم تریلر فیلم را دیده بودم که به نظر می رسید مسابقه ای با شکوه را در طول سال ها به وقوع پیوسته و با تکرار مجدد و ترویج علمی تخیلی همراه بود. خب، ناامید کننده است که این چیزی که من بین صفحات یافت نشد. من فکر نمیکنم وقتی بخواهم بخوانم و بعنوان طرفدار کتابهای هاروکوی موراکامی، معتقدم که می خواهم باور را متوقف کنم و با جریان حرکت کنم، حتی وقتی که من مطمئن نیستید که در آن â € â € یا بعد از آن، جایی که آن را وارد شده است. مشکل من با این کتاب این بود که من فقط از سفر لذت نمی بردم یا اینکه بیشتر از سفر لذت بردم. از شش داستان â € \"همه در سبک های مختلف و هر داستان با استفاده از یک واژگان خود را به آن گفت: â €\" من فقط واقعا به حساب از آهنگساز بریتانیا که از اعتبار در سال 1930 در بلژیک اجتناب کرد. من دیگران را کمی از یک مبارزه پیدا کردم. این داستان بسیار باهوش است که هر یک از آنها را متوقف می کند و به صورت نیمه وقت به صورت chronologically جریان می یابد و در نیمه دوم کتاب به ترتیب معکوس تکمیل می شود. و همه آنها به طور کامل تکمیل شده، با مراجعه به مراجع رایج ظاهر می شود و یک تصویر کلی تشکیل می شود اگر شما موفق به باقی ماندن آن به اندازه کافی طولانی است. اما آیا ارزش تلاش بود؟ و این که در آن منجر به شکست من می شود - پاسخ من این است که نه، نه واقعا. کاملا مطمئن هستم که من به اندازه کافی هوشمند نیستم که بتوانم این پیشنهاد پیچیده را قدردانی کنم. من همچنین معتقدم که خواندن دوم (اگر من بتوانم با آن روبرو شویم)، قدردانی من از کتاب را افزایش می دهد و به من اجازه می دهد عناصر را از دست بدهم. اما بعدا بررسیهای عمیق از افرادی که بیشتر متفکرانه از من بودهاند را میخوانم و هنوز هم به اندازه کافی بیشتر از آنچه که قبلا توانسته بودم جذب کنم را بخوانم. این عنصر را (هرچند که تقریبا زمین را می شکند) را کنار می گذارم، به عنوان تنها حق آن است که هر خواننده باید سفر خود را با این امتحان انجام دهد و از آنچه می تواند انجام دهد. من می گویم، به خوبی می دانم که بسیاری از خوانندگان ادعا می کنند که یک معامله بزرگ انجام داده اند.

مشاهده لینک اصلی
آیا روایت خطی است؟ همه ما می دانیم که ما داستان را به صورت خطی می نویسیم. ابتدا شروع می کنیم، تا انتها ادامه می دهیم، سپس خطوطی که ما تحمیل می کنیم، نیست؟ آیا تاریخچه ی بسیاری از روایاتی که به طور همزمان اجرا می شود، مانند یک ارکستر چند قطعه ای است؟ و درباره راوی؟ آیا روایت خارجی همانند درونی است؟ آیا داستان مهم است یا سخنرانی؟ می گویند، اگر Heathcliff روایت شود، نویسندگان و فیلمسازان در سراسر نسل ها با این پرسش ها درگیر شده اند. بسیاری از افراد باتجربه سعی کرده اند از خطی بودن که فرم داستان به تسلیم می دهد، آزاد شوند. بسیاری از آنها به درجه ای بیشتر یا کمتر موفق شده اند. در میان یکی از موفقیت های بزرگ، می توان از Atlas Cloud Atlas David Cloud Mitchell را رتبه بندی کرد. Cloud Atlas یک بسته از 6 روایت توپی است و نه یکی از آن دسته از عروسک های چینی که در داخل یکدیگر قرار دارند یا برای ریاضی فکر) یک سری توابع توزیع شده در یک برنامه کامپیوتری. هر یک از این داستانها یک صدای متفاوت از صدای خود را تصویب می کند، هدفمند به شکل اشکال ادبی شکل می گیرد. بنابراین، داستان اول به عنوان یک مجله نوشته شده است، و نه مانند رابینسون کروزوئه: دومین نوع فرانسوی است: سوم، یک هیولای پالپ است: چهارم، یک داستان کوتاه نیمه پر از طنز سیاه و سفید: پنجم، از داستان SF و ششم، داستان دودوسی آینده دور با زبان خود، و نه مانند Clockwork Orange. داستان دوم در وسط اول، سوم در وسط دوم و به همین ترتیب شروع می شود تا ما به ششم رسیدیم، که در یک کشش گفته می شود؛ یک بار که پایان می یابد، ما دوباره از طریق داستان ها در جهت معکوس، از پنجم تا اول، به دست می آوریم. روایات همگی مرتبط هستند و در زمان های پیشرو هستند. این ارتباط در ابتدا کم است، اما در نیمه دوم داستانهای شکسته، داستان قبلی به شخصیت اصلی آن تبدیل شده است. هر یک از روایات پیشین، قهرمان داستان بعدی است، و نویسنده به طور قاطعانه یک علامت سوال را بر روی صحت قرار می دهد، شاید برای تأکید بر عدم واقع گرایی جهان داستانی که ما در آن ساکنیم - و نه مانند روش های بیگانگی فیلم سازان آوانگارد و نمایشنامه نویسان. در حالی که در هر داستان گرفتار شده ایم، به طور مداوم یادآور می شویم که این روایت یک انسان ناقص مانند خودمان است و راوی ممکن است غیرقابل اعتماد باشد. نظرسنجی های بهتر از من رمان را به طور دقیق در این سایت و جاهای دیگر تحلیل کرده و زمینه تاریخی رمان را عمیق درک کرده است. در عوض من روی مضامین کلیدی تمرکز می کنم که از طریق روایت های متصل شده و ساختار کتاب به طور کلی به عنوان یک موضوع مشترک اجرا می شود. منشأ احمقانه و حرص و طمع بی پایان و قسمت آن در \"پیشرفت\" انسان ، می تواند به عنوان موضوع زمینه ای دیده شود. در مجله اقیانوس آرام آدم یوینگ، قدرت های غربی در مراحل ابتدایی سلطه بی رحمانه خود در جهان هستند؛ به اصطلاح â € œWhite Manâ € ™ â € â € â € œciviliseâ € زمین است. در نیمه عمر: نخستین رمز و راز لویزای ری، ما می بینیم که شرکت هیگل این مأموریت باعث شده است که یک \"جگگگنناو\" که همه چیز را در مسیر حرص و طمع ناپیداش قرار می دهد، تحریک کند. در Orison Sonmi ~ 451، ما به dystopia آینده معرفی می شود که نتیجۀ نهایی کابوس شلوغی از زمان های ما است و یک مبارزه کلون با شرکت های بی روح است. پس از پیروزی، ما نتیجه نهایی حرص و طمع ما را می بینیم: یک جامعه آینده بسیار متفاوت از موری و موریوری در اولین رمان، که در آن قوی بردگی و ضرب و شتم ضعیف و حکومت قورباغه و سر و صدا نگه داشتن قدرت است. اما امید حتی در این چشم انداز خشن وجود دارد: برای پیشگویی افسانه ای از Valleysmen است هیچ کس دیگری از Sonmi ~ 451، کلون بی رحم از رمان قبلی. زمانی که بازجو از او می پرسد چرا او به عنوان سرپرستی مقصر شناخته می شود، پاسخ می دهد: به کافکراسی، یکپارچگی، وزارت دادگستری، جوشه و رئیس، من نقل قول Seneca را به نرو می گویم: مهم نیست که چه تعداد از ما شما را می کشید، شما هرگز جانشین خود نخواهید شد. این آتش است که حملات انقلابی را از پرومتئوس از طریق اسپارتاکوس تا Che Guavera و سو کی: وعده یک فرد طلایی. و حتی اگر به طور غیر منتظره توسط او، تصویر Sonmi و مصاحبه ضبط شده تبدیل شده است به نوعی گریه جمع و جور برای تحت تاثیر قرار Valleysmen.As آدم Ewing، قهرمان داستان اولا، می گوید (به عنوان او را به طعنه تصور پدر و مادرش که \"فقط وقتی نفس می کشند که نفس کشیدن را فریاد می زنند، باید بدانید زندگی تان فقط بیش از یک قطره در اقیانوس بی حد و حصر است\" â €): اما هر اقیانوس، اما بسیاری از قطره؟ * و این یکی از این توجه مستقل است که این کتاب عجیب و غریب به پایان می رسد، مانند Sextet Atlas Cloud نوشته شده توسط رابرت Frobisher، شخصیت محکوم به داستان دوم. لازم به ذکر است که این رمان خاص ...

مشاهده لینک اصلی
یکی از ویژگی هایی که من در مورد توصیف این رمان پیدا می کنم عبارت است از â € ~Cleverâ € ™. بله، این یک کتاب هوشمندانه است، نه w.r.t. به محتویات آن، بلکه ساختار واحد آن است. برای من، خواندن این کتاب مانند خواندن دو جلد است که از خواندن Cloud Atlas و سپس خواندن Cloud Atlas Reviews است. اکنون می بینید که با کتاب های بزرگ، بررسی های بزرگ می شود و همین دلیل من تحلیل کامل آن را توسط کارشناسان و همچنین خوانندگان منظم هر دو در GR و آنهایی که در اینترنت در دسترس هستند را می خوانم، البته برای رفع تشنگی من به طور کامل با استفاده از هر گونه ناراحتی، این کتاب به ارائه و توصیف چیزی شبیه به این است: â € œCome در حال حاضر، چه بررسی؟ â € من استدلال. â € œOne که به سرعت خواندن، متکبرانه، اما هرگز wiselyâ €. من تعجب می کنم که آیا این پیام از سوی دیوید به منتقدان کتاب در سراسر جهان بود. من فقط می توانم امیدوار باشم که بتوانم این کتاب را با عاقلانه ترین سطح ممکن برای من بخوانم. ترکیب آن به طور کامل من را شگفت زده نمی کرد، زیرا پیش از این من تکالیفم را انجام دادم اما مطمئنا چیزی بود که من قبل از آن خواندن آن را نداشتم . بنابراین، شش داستان مختلف در طی 6 دوره مختلف، که دارای بلوک های ساختمانی فردی خود هستند، وجود دارد. در حال حاضر نبوغ میچل به وضوح در توانایی او در استفاده از سبک های کاملا نوشتاری در هر داستان است که IMO تقلید بی عیب و نقص توسط او است. میچل یکی دیگر از استادان این است که در رسیدن به داستان دوم، شما شروع به درک چیزی که میچل است، و خواننده کنجکاو در شما پیش می رود بدون اینکه به عقب برگردید. بنابراین وقتی شروع کردم با اولین داستان، ناامید شدم به هسته با آن انگار انگلیسی غیر قابل تشخیص و از آنجایی که من قادر به دریافت احساساتی با روایت متصل نیست، آن را تبدیل به همه سخت تر بود و منجر به بسیاری از دیوانگی، اما من به نحوی موفق به پرواز از طریق. پس از آن سوار بسیار صاف بود. من رویکردهای بی پروایی رابرت فبیزر، روحیه ناپذیر لویزای ری، طنز در تلاش Timothy Cavendish، روایت متفکرانه در مورد Sonmi-451 و ناآشکاری که در بخشی از زکری نمایش داده شد، را دوست داشتم. در آخرین داستان هر چند، در بخشی از میچل، آزمایشهای زیادی انجام شده است. به عنوان مثال او زبان خود را با تمسخر از دستور زبان انگلیسی اختراع کرد (به عنوان مثال: اگر زمان گذشته برای گفتن سعید است، پس چرا گذشته گذشته فکر می کند فکر است و نه فکر می کند، نه * چشمک می زند *) و همچنین اینترنت معاصر، با استفاده سخاوتمندانه از آپوستروف ها، به زبان می آورد. در حقیقت، بعضی از قسمت های آن داستان را با صدای بلند بخوانید تا بفهمم چگونه این کار را به خوبی انجام می دهد. اگر ساختار میچل در عمل انجام شود، ساختار میچل به طور ناگهانی منجر به قطع هر داستان می شود و داستان جدیدی را با برخی از ارتباطات قبلی یکی (قرائت تجسم) از قهرمانان. هر داستان با این شیوه رفتار می شود، به جز آخرین چیزی که تا انتها ادامه دارد. موضوع اصلی برای تمام داستانهایی است که انسانها وقتی که در معرض قدرت، پول و برتری قرار می گیرند، میتوانند واقعی باشند، و در مورد سوء استفاده یا تجاوز به همنوعان خود برای تحقق بخشیدن به حرص و طعمشان، تردید ندارند. خودخواهی آنها می تواند به نتایج بسیار فاجعه ای منجر شود که حتی می توان تصور کرد. با این حال، در این رمان، میچل تصور و تصورات را به تصویر می کشد! به عنوان یک خواننده، از هر جهت شما را به چالش می کشد و توصیه می شود که در هر داستان برای گرفتن عکس العمل از طرح اصلی از یک داستان و یا دیگر، اما برخی از نقاط ضعف وجود دارد. من مطمئن نیستم که آیا ایده تجسم به خوبی اجرا شد و یا حتی خواستار است. فرهنگی که به آن تعلق دارم، اسطوره های خاصی وجود دارد که با مراجعه به تجسم به کار می رود، مانند: شخص در صورت مرگ یک مرگ ناگهانی فوت می کند؛ و یا برخی از کسب و کار ناتمام است که باید در زادگاه بعدی تکمیل شود. اما در اینجا، هیچ یک از شخصیت ها هیچ ارتباطی با مرگ ناخود آگاه یا کسب و کار ناتمام (Spoiler) نداشتند (به جز رابر فبیشر، اما بعد از ساختن بهترین ترکیب او، درگذشت. (پنهان کردن اسپویلر)] تولد یک نقطه پذیرفته تر از آن است که مربوط به کارما است. احتمالا میچل می خواست زاویه هیجان انگیزی را به ارمغان بیاورد، اما من راضی نبود. گریه دیگر این است که نویسنده به راحتی میتواند نقاط خاصی را در رمان توضیح دهد که برنامههای بعدیش را توضیح میدهد و نیز اینکه چگونه سبک نوشتن آن انقلابی یا گنگ است، که نوعی آزار دهنده است. من از لحظه ای که می خواستم تجربه یورکا را تجربه کنم، آن را از بین برد، و آن را به نحوی نقل مکان کرد، به طوری که او اعتماد به نفس خود را به خوانندگان خود که نمی توانست درک آنچه که او در تلاش برای اثبات است. نویسندگان سرود او با تفسیر ها نگران نباشند و خوانندگان پس از خواندن چنین رمان ها تصمیم بگیرند که چه چیزی می خواهند انجام دهند. در کل، این کتاب برای من 3.5 است. باید اعتراف کنم که میچل در کار با سبک نوآورانه و منحصر به فرد خود، نابغه است. من مطمئنا بقیه آثار خود را می خوانم و اگر چه اطلس اطلس آن تجربه غنی سازی نبود همانطور که من انتظار داشتم آن را هنوز در سطح کاملا متفاوت قرار داده ام و برای خودم در میان ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اطلس ابر


 کتاب قلعه مالویل
 کتاب جزیره اسرار آمیز
 کتاب راز ویلیام استورتیس
 کتاب سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
 کتاب خاطرات یک بازمانده
 کتاب آزمایش های حسابی مشهور