کتاب زندگی پشت زندگی

اثر کیت اتکینسون از انتشارات بوتیمار - مترجم: گروه ترجمه شیراز زیر نظر علی معصومی-داستان علمی تخیلی

همین که زن پا به درون کافه گذاشت، بوی دود توتون و هوای نمناک و چسبناک به او هجوم آورد. از زیر باران به آن‌جا وارد شده بود و هنوز قطره‌های آب، مانند ژاله‌های ظریف، بر روی کت خز زنان داخل کافه می‌لرزیدند. هنگی از پیشخدمت‌ها با پیشبندهای سفید با آهنگی منظم به میزها سر می‌زدند و سفارش مونیخی‌های در حال فراغت را برآورده می‌کردند: قهوه، کیک و شایعه


خرید کتاب زندگی پشت زندگی
جستجوی کتاب زندگی پشت زندگی در گودریدز

معرفی کتاب زندگی پشت زندگی از نگاه کاربران
اگر شما فرصتی برای زنده ماندن دوباره و دوباره داشته باشید، تا زمانی که نهایتا آن را درست کنید، اورسولا تاد در سال 1910 در انگلستان متولد شد اما قبل از اینکه بتواند اولین نفس خود را بگذراند، میمیرد. در طول همان بلندی، او دوباره متولد شد و زندگی می کند تا داستان را بگوید؛ دوباره و دوباره. زندگی پس از زندگی داستان زندگی اورسولا را شرح می دهد، همانطور که با هر زندگی جدید او تغییرات کوچکی را به وجود می آورد که او را به مسیر کاملا متفاوت می فرستد. من تنها کسی هستم که روی سیاره ای فکر می کرد که این کتاب بیش از حد شناخته شده بود و بیش از امتیاز. مطمئنا کیت آتکینسون توانایی این trippy برای ایجاد این دنیای بی نظیر را دارد و در عین حال توانایی اضافه کردن برخی عصبانیت و دلسوزی را نیز دارد، اما نوشتاری که در گسل بود، نبود. فرضیه کتاب آن را صدا واقعا خوب است، اما آن را چهره؛ این فقط روز قورباغه است. کتاب هوشمندانه است، اما تلاش می کند خیلی سخت باشد که هوشمندانه عمل کند و واقعا اینطور نبوده است. برای من به هر حال این کتاب در حال بررسی بسیار عجیب و غریب است، احساس می کنم گوسفند سیاه پوستم فقط به مردم گفته است که کار نمی کند. همانطور که قبلا گفتم، هیچ چیز اشتباهی در نوشتن وجود ندارد؛ کیت آتکینسون این داستان روحانی را ایجاد کرده است و من متوجه شدم که خودم را در این کلمات پنهان کرده ام. حتی حتی زمانی که من این کتاب را بدون فکر کردن در مورد آنچه اتفاق می افتاد احساس می کردم؛ چند بار مجبور شدم قبل از ادامه کار متوقف شوم. من تقریبا متوجه شدم که متوجه مرگ و زندگی Ursulaâ € ™ ثانیه شروع دوباره و این می تواند من را کاملا از دست داده است. من احساس کردم که کیت آتکینسون با این حال پیچ و تاب را از بین می برد و معلوم شد که راهی دور به شمار می رود تا این داستان را دوباره و با نتایج مختلف دوباره بیان کند. این کار می تواند کرد و به نظر می رسد که آن را برای بسیاری از مردم کار می کرد، اما من متاسفانه یکی از آنها نبودم. تعجب می کنم که آیا کیت آتکینسون چیزی متفاوت و تجربی را در جایی که می تواند با شخصیت مرگ و زندگی بازی کند، مفهوم زندگی را کشف کند گزینه های انتخابی و پیامدهای آنها، اما به دلیل وجود مجازات واقعی برای زندان Ursula، من تعجب می کنم که آیا واقعا کار می کرد؟ آیا شما تا به حال دا © JÃ VU؟ (من فکر نمی کنم، اما می توانم با آشپزخانه بررسی کنم) زندگی پس از زندگی فقط به نظر می رسد صحنه های تکراری را تکرار کند، برخی از خوانندگان ممکن است احساس آشنایی را به دست آورند و برای من فقط احساس می کردم که من هرگز نمی توانم از آن استفاده کنم زندگی پس از زندگی نوعی کتاب است که احتمالا باید در یک آب و هوای سرد واقعی بخوانید؛ به نظر می رسد که برف، تاریکی و گاهی دلمشغولی از این رمان است. ممکن است شب ها در شب های تاریک زمستانی بخوابید و به یاد نیاورید که روزهای سختی را می گذرانید (امروز هر روز آن را می گذرانید. این چیزی است که در ساحل میامی وجود دارد؟). این تنها کتابی است که در سرما کار می کند؛ هرچند در شهر تاونزویل هرگز سرد نیست، شاید همین دلیل برای من کار نکرده است. واقعا می خواستم از این کتاب لذت ببرم؛ من یکی دیگر از رمان کیت آتکینسون را امتحان خواهم کرد زیرا واقعا فکر می کنم که او یک سبک عالی دارد. فقط پس از آن زندگی بعد از زندگی برای من نبود و من می دانم که مردم این کتاب را دوست داشتند و احتمالا در مورد این بررسی شکایت خواهند کرد، اما حداقل این فقط بهانه ای بود برای نقل قول های روز مبادا. این کتاب تا به حال بسیاری از بررسی های مثبت داشته است، بنابراین شاید فقط من، اگر کتاب به نظر می رسد چیزی است که شما می خواهید پس از آن اجازه نمی دهد این بررسی شما را متوقف کند، آیا آن را خیلی زود برای flapjacks؟ این بررسی در اصل بر روی من وبلاگ؛ http: //www.knowledgelost.org/book-rev ...

مشاهده لینک اصلی
من می خواستم این کتاب را دوست داشته باشم. آرزو می کنم که بتوانم از آن لذت ببرم. من آن را با چنین شور و شوق خریدم و نمیتوانستم منتظر بمانم تا خواندنش را شروع کنم. اما، افسوس، تقریبا در همان ابتدا احساس کردم که ارتباط شادانه ای نیست - نقطه ای که در وسط کتاب از کتاب تایید شده است. طول، صحنه های تکراری، تعداد باور نکردنی بارها اورسول می میرد و دوباره متولد می شود همه عذاب خسته کننده و وحشتناک برای از بین بردن. 2 / 3rds در، من خودم را متهم کردم که زمان من هدر رفته است. مطمئنا اتکینسون می تواند حسن نیت ارائه دهد که خوانندگانش را به سناریوهای تکراری تبدیل نمی کند. من نمی توانم نوشته اتکینسون را نقض کنم و به شخصیت های او علاقه خاصی نداشته باشم (من بهترین دوست Izzy بودم). اما این طرح علاقه من را به زودی در اوایل به پایان رساند و من به طور مطلوب خواستم آن را در یک دیوار بسوزانم (من نمی خواستم دیوارهایمان را دوست داشته باشم). پوزش می طلبم که هر کسی را با این بررسی نقض کند. من درک می کنم که سلیقه ما ذهنی است و بسیاری از این کتاب به سادگی تحسین می کنند. اما من یکی از آنها نیستم

مشاهده لینک اصلی
کیت آتیرینسون یک آثار دوست داشتنی و آکوردئون از یک رمان نوشته است. این یک رمان جادوگر برودی نیست، که همیشه خیلی بهتر از رمان های کارآگاهانه ی شماست (حتی اگر اخیرا خوانده ام - merp)، اما این یکی در حوزه و سبک بسیار جاه طلبانه است حتی از آن سنگهای قیمتی. آن عالی است. ساده ترین آن، در مورد ursula، یک شخصیت است که متولد خواهد شد و همه در دو صفحه اول می میرند. (به استثنای آنچه من در نظر می گیرم که یک پرولوگ هستم) و سپس دوباره. و دوباره. او از سقوط یک سقف، از غرق شدن، از گاز استنشاق می میرد، اما او دوباره زنده خواهد شد تا یک کلاژ زندگی متفاوت، اما همیشه به عنوان ursula، و همیشه توسط یک خانواده احاطه شده است. گاهی اوقات او می تواند گذشته خود را به یاد داشته باشد، در نیمی از خاطرات ناهموار، و گاهی اوقات او می تواند بیشتر به یاد داشته باشید، اما این است که برخی از اکتشاف غول پیکر از تنبلی معنوی نیست. من هرگز کتابی را نگفته ام که بیشتر انسان است، بیشتر زمینی. این لزوما در موردgetting آن درست نیست @ هر چند شما در هر بار که او موفق می شود به تشویق برای جلوگیری از تصمیم گیری است که منجر به برخی از مرگ و میر وحشتناک تر او. بیشتر در مورد مسیرهای ممکن، در مورد خانواده، در مورد تاریخ است. این در مورد ریل ها و تله ها و وحشت های جنگ است. و، آه، جنگ. من در طول جنگ، بسیاری از کتابهای مربوط به انگلستان را بخوانم، البته من یا دوم. اما من هرگز نفهمیدم که بیشتر از این است. او چنین کار فوق العاده ای را با این مواد خاص انجام می دهد. نه فقط قطعاتی که فکر میکنید من به آن پاسخ می دهم، که از خشم وحشیانه برخوردار است. recovery bodies @ صحنه های بسیار گرافیکی و غافلگیرانه و خجالتی بود، بله، اما من متوجه شدم که خودم به توصیف های تکان دهنده پاسخ نمی دهم، اما بیشتر به صحنه های آرام، آنهایی که در طول زمان جنگ بر شخصیت ملی تمرکز می کنند. انگلیسی بودن این رمان فقط درخشان است. چنین احساس پوچی وجود دارد:one به عنوان یک باید و پس از آن یکی چای @ در سراسر وجود دارد. در راه بازگشت از ناهار، سیلوی گفت او می خواهد از Oberpollingers بازدید کند و برای هو Hugh خریداری کند. هنگامی که آنها به فروشگاه داری رسیدند، آنها پنجره هایی را با شعارهای ضد نژاد یهودی می کشیدند و سیلوی گفت: \"Gracious، چطور است.\" فروشگاه برای کسب و کار باز بود، اما یک زوج خوشبو کننده در لباس های SA در مقابل درب ها گول زده بود ، قرار دادن مردم از ورود. نه Sylvie، که پیش از Brownshirts رژه رفت، در حالی که اورسولا ناگهان به دنبال او در فروشگاه و راه پله های با کف پر از ضخامت. در مقابل لباس، اورسولا یک ناراحتی کارتونی را خم کرده بود و به جای شرمساری،Shes انگلیسی، شگفت زده کرد. @ او فکر کرد که Sylvie نمی دانست چطور زندگی می کرد در آلمان، اما به نظر می رسید که فکر می کرد شاید Sylvie خیلی خوب درک کرده بود. عاشق این گذر، در حداقل سه سطح مختلف. مشتاقانه از مادری که عادت کرده به زندگی در ملک امپراطوری عادت کرده است، شرم دختر پیوند خورده که در یک کشور در حال تغییر است و آب و هوا او بخشی از آن است، اما هنوز کاملا درک نمی کند و قضاوت پنهان که به عنوان جهل به سر می برد. و این، که به طور کامل به جمع روحیه انگلیسی: @ نکته در تفکر، @ او گفت: به آرامی، @ شما فقط باید با زندگی ادامه دهید. پس از همه ما تنها باید تلاش کنیم و بهترین کار را انجام دهیم. ما هرگز نمی توانیم آن را درست کنیم، اما باید تلاش کنیم. @ من در مورد این کتاب دوست داشتم. عملی است، کمال اسرار آمیز. عزم به این شخصیت ها در مواجهه با وحشت وجود دارد و زندگی همیشه در آستانه تخریب است که قابل تحسین و تقریبا نشاط است. شما می دانید، اگر آن را برای همه بمب ها متصور بود. این کتاب من را کشت، واقعا. و پس از آن دوباره به عنوان یک خواننده دوباره متولد شد. این چنین کار عشق است؛ شما می توانید احساس کنید تا چه حد عقیلنسون در آن قرار گرفته است، با همه انعکاسات دقیق آن از صحنه های زندگی گذشته و اینکه چگونه کوچکترین شخصیت های حمایت کننده (آقای امشلی !! â ™ ¥) را دوست داشتند. بدیهی است، من دوست izzie، floozie مستی مستقل از یک عمه، حتی اگر او چنین شخصیت خودخواهانه است. اما این چیزی است که این کتاب در مورد آن وجود دارد - چگونه زندگی ما را زندگی می کنیم، ما از دست دادن مقدار زیادی از آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد، و اگر فرصت داشته باشیم که به عقب بر گردیم، تصویر بزرگتری را ببینیم، ممکن است متفاوت باشد تصمیمات و در بعضی موارد ما می توانیم مسیر تاریخ را تغییر دهیم که به نظر شگفت انگیز است اما کیت داتینسون نویسنده ای بسیار پیشرفته تر از من است و این کتاب یک پیروزی مطلق است. شما باید منتظر آن باشید تا آوریل صبر کنید ، مگر اینکه شما چاق هستید و می توانید آن را پنج شنبه دریافت کنید، و سپس آن را به صورت قانونی به کانادا ارسال می شود. و این یک قوس زیبایی است: بنابراین غمگینم که آن را ببینم، اما یکی از آن ها باید انجام شود.

مشاهده لینک اصلی
دسامبر 2013 پائول بریانت واقعا فقط شروع به رانندگی به خانه کرد، هنوز هم با دست چپش تلاش میکرد تا بند دست و پنجه نرم را به قفلش بچسبانده و \"چند وظیفه ای مانند دیوانه\" - در مورد چگونگی بررسی Life After Life و احتمالا خیلی زود در راه های سرگرم کننده ای که می توانست انجام شود، گرفتار شد، به طوری که او به سادگی متوجه این ماشین نشد که از طرف خیابان دور افتاده باشد. هنگامی که در نهایت او را انجام داد، او مجبور بود مانند دیوانه، به سمت ترافیک برسد. با اینکه کمربند ایمنی آن به درستی محفوظ نیست و 30 تن کامیون، تاریکی به سرعت کاهش یافت. دیانباری 2013، پریور بریانت واقعا فقط شروع به رانندگی در خانه کرده بود، هنوز هم با دست چپش تلاش میکرد تا بند دست و پنجه نرم را به قفلش بچسبانده و â € \"چند وظیفه ای مانند دیوانه - او در مورد چگونگی بررسی زندگی بعد از زندگی فکر کرد، اما در راه های مختلف سرگرم کننده گرفتار شده بود که می توانست انجام شود که او نمی دانست که ماشین با زدن بیش از حد دور از طرف خیابان مسابقه پسر باهوش! او فکر کرد که یک توقف اضطراری خشونت آمیز انجام داد. هنگامی که او در نهایت به خانه رسید، به طور معمول در اطراف پارک شده بود، از ماشینش بیرون آمد و خوشحال شد که با یکی از روباه های شهری مواجه شود که بعضی وقت ها از شرودو بازدید می کرد. چنین موجودات آرامش بخش. اما به نظر می رسید که این چیزی خاص را تحریک می کرد. این حرکت به سوی طرف و سپس چرخش دور راست در برخی از پریشانی. مگر آن چه ایرادی داشت؟ ناگهان آن را به سمت او راندند، او را در مچ پا پیچید و عجله دور. او در مورد این حادثه ناراحت بعد از آن شب که در کامپیوترش نشسته بود فکر کرد و بازنگری خود را آغاز کرد. اما پس از آن او شروع به احساس عجیب و غریب کرد. او به طور ناگهانی از همه افرادی که گزارش های شگفت انگیز از زندگی پس از زندگی را در مقایسه با روز قورباغه (به عنوان اگر - که ممکن است یک فیلم کاملا عالی است، اما بیل موری آگاه است از روز بی پایان خود را آگاه است، و اورسولا آگاه نیست زندگی خود را از بین می برد و تمام عمر خود را در آن زندگی می کند - نه حتی زندگی قهوه ای، لطفا من را شروع نکنید)؛ اما دهانش هم چشمه بزاق بود، درجه حرارت بالا داشت، مانند دیوانه عرق می کرد و موهایش بلندتر می شد. Urggghh ..... او به کما دچار شد. تاریکی سقوط کرد - دوباره. دسامبر 2013 پائول دیدار مسابقه پسر باهوش در تلاش بود تا از کنار جاده عبور کند و به او اجازه خروج داد. چرا که نه؟ اجازه دهید او در جایی دیگر یک تصادف مرگبار ایجاد کند. هنگامی که او در خانه به خانه رسید، او را با درب اتوماتیک باز کرد و با یکی از روباه های شهری مواجه شد که بعضی اوقات از شرودو دیدن کرد. اما این یک نگاه کمی عجیب بود. فکر می کنم احتمالا ممکن است غم انگیز باشد، او بر روی شاخ خودرو تیزش کرد و از بین رفت. بعدا در همان شب، در کامپیوتر خود نشسته بود، سعی میکرد افکار خود را در مورد کیت آتکینسون، تفکر کامل در مورد زندگی های کوچک و مسیرهای بی پایان آن، حل کند (مشکل عمده ی اورسولا این بود که او تغییر نمی کرد این واقعیت که او در سال 1910 متولد شد - هیتلر همیشه منتظر او بود) و این که چگونه این داستان علمی تخیلی پاپ فلسفی، که به عنوان یک داستان کاملا ترسناک، به یک داستان جنگ وحشتناک تبدیل شده است، یکی از بهترین توصیفهای زندگی در زمان حمله رعد اسا همیشه - اما افکار او توسط سر و صدا یک هلیکوپتر پلیس متوقف شد. گاهی اوقات آنها در اطراف شروود پرواز می کنند، همیشه در مسیر St Annâ € ™ s، که سرزمین گانگستر است. این به نظر می رسید درست بالای خانه اش است. چه رکت ناگهان سر و صدا متوقف شد. صلح با این حال، چنین چیزی خوب نبود، همانطور که موتور هلی کوپتر برش داشت و هلی کوپتر به سرعت از طریق سقفش ناپدید شد. تاریکی کاملا به سرعت کاهش یافت. DECEMBER 2013 - آیا سقوط نکردی؟ آیا از روباه رد شدی؟ - آیا هلیکوپتر پلیس در خانه اش سقوط کرد؟ - آن را به کامپیوتر خود در یک قطعه گذاشت و برای لحظه ای فکر کردی بله باز بینی. چطور درمورد این. دی ماه، 2013

مشاهده لینک اصلی
اوسولا تاد متولد شد در سال 1910 نه تنها یک بار، بلکه بارها و بارها، در طول زندگی اش - زندگی تنها برای مردن و متولد شدن دوباره، بارها و بارها، مسیرهای زیادی را طی می کند تا او زندگی خود را به معنای زندگی می کنند. کیت آتکینسون نوشتن فوق العاده است و به اندازه کافی است که منجر به پایان کتاب من شده است. با این حال، طرح من چند هفته است که من را ترک می کند و سعی می کند راه من را برای پایان دادن به این داستان افسرده فراهم کند. در حالی که فرضیه - تناسخ و سرنوشت - جالب است، اعدام من را ناامید کرد. فصلهای اولیه کتاب بسیار کوتاه است، زیرا اوسولا متولد می شود، می میرد و دوباره با سرعتی سریع دوباره تولد می یابد. با هر زندگی پی در پی، او در بیشتر موارد زندگی می کند و بیشتر و بیشتر به عنوان شخصیت توسعه می یابد. فرمت ریزه های فصل های اولیه سخت می شود که به اورسولا متصل شود، اما زمانی که او طولانی تر زندگی می کند، بیشتر و بیشتر آشکار می شود که او زندگی غم انگیز و افسرده را زندگی می کند. علاوه بر این، در نتیجه تولد دوباره او، او دشوار است به او متصل شود، یا احساس پشیمانی یا غم و اندوه واقعی در گذشت. همچنین عجیب است این است که، همانطور که اغلب اوقات در طول زندگی اروسولا آنها را ملاقات می کنید، خواهر و برادران او هرگز واقعا شخصیت های واقعی را نمی بینند. همانطور که آنها در زندگی خود زندگی می کنند، این خواهر و برادر نقش مهمی در مسیرهایی که او دنبال می کند، نقش مهمی ایفا می کنند، با این حال آنها به جای یک بعدی می مانند، همانطور که اتکینسون قادر به خرج کردن وقت خود نخواهد بود. این کتاب کمی مضحک بود در طرح خود زندگی می کند که هیچ جایی جالب یا مهم نیست که برای مدت زیادی طول کشید، در حالی که زندگی که به نظر می رسید به جایی هدایت می شد به طور ناگهانی به پایان رسید، فقط به عقب بر گردیم تا مسیر دیگری بی معنی را پیگیری کنیم. شاید این کشف آکینزون از طبیعت فریبکار سرنوشت بود، اما برای برخی از خواندن خشن بود. حدود 100 صفحه از این رمان را می توان کاهش داد و تنها کیفیت آن را بهبود بخشید. چهل و هفتصد مقاله باید آخرین چهل کتاب بود - آخرین @ زندگی @ توسط Ursula زندگی می کردند گیج کننده و غیر ضروری به رمان بود. در کل، نوشتن دقیقا همان چیزی است که شما از آکینزون انتظار (فوق العاده)، اما داستان خود گیج کننده بود، بی مزه و تا حدودی خالی بود. صد صفحات کمتر، پایانهای متفاوت و کاراکترهای ثانوی کاملتر از آن، منجر به یک کتاب 4 ستاره برای من شد (من یک کپی بازبینی از ناشر دریافت کردم در حالی که برای بررسی.)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زندگی پشت زندگی


 کتاب مغز پیچیده
 کتاب جنگ دوم سگ
 کتاب ربات جنگلی
 کتاب زندگی پشت زندگی
 کتاب مترو 2034
 کتاب حقیقت یخی