کتاب کوری

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات مروارید - مترجم: اسدالله امرایی-داستان علمی تخیلی

کوری یک‌حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستانهای اخلاقی کهن پیام یا پیامهایی‌اخلاقی را، امّا برای مخاطبی‌امروزی، درخود نهفته‌دارد. به‌همین‌دلیل است‌که باز مانند آن‌داستانها، قهرمانهایش نه به‌نام بلکه با یک‌صفّت یاد می‌شوند، و درآغاز کتاب نیز با نقل‌قول از اثری‌ناموجود به‌نام کتاب موعظه‌ها، به‌ما یادآوری می‌شود که این‌رمان یک‌موعظه است: موعظه‌ی رعایت‌کردن و مراعات. دنیای سراسر سفیدی پلید و وحشتباری که کورشدگان داستان در آن به‌سر می‌برند خاویه‌ی بی‌نظمی و آشفتگی است‌که نظم روابط انسانی برآن حاکم نیست و در آن مهمترین‌چیزی‌که انسانها نمی‌بینند حقوق یکدیگر است. ساراماگو چهره‌ی مسیحایی نجاتبخشی را جستجو می‌کند که دوباره درس محبّت را به آدمها بیاموزد.


خرید کتاب کوری
جستجوی کتاب کوری در گودریدز

معرفی کتاب کوری از نگاه کاربران
من برای چندین ماه در لیست خواندن اشتباه کرده ام، به دلیل نوعی ترس و وحشت از کار مشغول است. من به سختی کار خود را تحت تاثیر قرار دادم تا تحت تاثیر قرار دادن برترم قرار بگیرم و همزمان هم پیاده روی و ارتقاء پیدا کنم (خدا می داند که چرا مهم نیست که چقدر در ضرب و شتم مسیر ضرب و شتم زندگی پایدار هستم، دوباره به آن می روم زندگی معمولی یک سیاهچاله غول پیکر است، همیشه آماده است تا کسانی را که از آن گمراه هستند، ببندند). یک روز، 18 فوریه سال 2016، من خواندن ساراماگو را به عنوان خوانده شده به عنوان \"Blindness\" برای هیچ دلیل خاصی آغاز نکردم. ساراماگو، نویسنده پرتغالی، بلافاصله به من یک بلیت داد که برای مهار ذهنی در خارج از واقعیت عجیب و غریب که من در آن هستم، به دام افتاده بودم. سپاسگزارم. به صفحات من محو شدم بال هایم بزرگ شدم و به قلمرو پریشانی پرواز کردم. چشم من در معرض آشکار شدن نور سفید سفید قرار گرفت، در حالی که چشم فیزیکی من با مشتاقانه دنباله ای از کلمات غم انگیز است که با آشفتگی بی پایان سر و کار دارد. توقف کامل ها به تدریج کمتر می شود. قبل از اینکه شما بعد از یک سری از جملات اجرا شود، شما در حال حاضر احساس تنبلی خواهید کرد. اما خستگی یکی از هیجان انگیز است، نه غرور. این خستگی است که به آن معتاد می شوید. با تشکر از شما ساراماگو برای فشار دادن من به حالت لذت بخش از خستگی. شخص ناشناخته در یک زمین ناشناخته به طور ناگهانی به یک کوری عجیب و غریب در وسط یک جاده می افتد. نقاشی بصری او ناگهان تمام سفید و شیری سفید، نقاشی رنگارنگ نقاشی خود را یک بار، توسط ناشناخته â € ~brushâ € نقاشی شده است. او چیزی جز سفید مطلق نمی بیند. او از ناامیدی وحشتناكی بیرون میآید. بنابراین «بالندس» متولد شده است، بی سابقه و بدون هیچ توضیحی. چشم هایی که قربانی این بیماری سفید شده بودند، هیچ کس را ندیده بودند که دارای چشم انداز طبیعی بودند. با تصمیم گیری بی قید و شرط، بیماری مانند یک مه گرفتار می شود. دولت، در یک اقدام فریبکارانه برای جلوگیری از حوادث بی سابقه، تصمیم می گیرد که قربانیان اولیه را محدود کند. یک پناهجوی ذهنی پیشین به عنوان قرنطینه انتخاب شد. بنابراین شخصیت های داستان ما با هم ترکیب شدند: دکتر، دکتر، همسر دکتر، اولین کور، اولین کور، زن، ماشین دزد، دختر با عینک، پسر با چسبیده و شاهزاده خانم با eyepatch. در قلمرو کوری \"نام\" نامحدود است، بی معنی است. در عرصه نابینایی، همه عوامل مانند زیبایی، ویژگی ها، عبارات، حرکات به یک غبار سفید کننده تمام عیار می افکنند. هویت فرد محدود به صدای خود می شود. صدایی که از روح او سخن می گوید. شما کی هستید؟ من صدایی که میشنوم، مهم نیست که چه شرایطی بر بشریت قرار بگیرد، طبیعت حیوانی وجود دارد که به هر کسی مثل یک چوبک چسبیده است. Altruism و بزرگواری تنها یک لباس است که یک دون در زمان های خوب است. به محض اینکه بخش های پناهندگی با قربانیان غرق می شوند، طبیعت حیوانات به دلیل کمبود غذا و آب درهم می آید. همانطور که همه کور هستند، برای غریزه حیوانات هیچ پوزخند نزده است و سرش را در همه ی خودخواهی های خود می کشد. گرسنگی و ناامیدی همه را به جنون می اندازند یک کتیبه از روحانیان با استفاده از زور مسلح، پناهندگی را کنترل می کند و کنترل مواد غذا و عرضه آن را کنترل می کند. به زودی روحانیان از زنان خواستند پول را به عنوان مبلغی برای تأمین نگهداری از پرسنل نابینا بپردازند. در میان حوادث نابینایی و فقدان غذای پایدار، وظایف نابینا مجبورند غرور خود، مردانگی و روح خود را تسلیم کنند. آیا آنها اعتصاب خواهند کرد؟ شما باید خواندن همه چیز را در فرم کامل خود بدانید. Saramago ایجاد یک افسانه قدرتمند تمام عیار است که بسیار غم انگیز و به طوری چشم باز، که ما درک می کنیم که هنگامی که چشم انداز فریبنده و جذاب از دست رفته، لباس زیبای روح ما donned \"بدن ما دیگر وجود ندارد و نفس خود را از سطح بیرون می آید، آشکار قورباغه آن است. این حیوان حیوانی که ناشی از نومیدی و بی رحمتی است، به زیبایی در این رمان شگفت انگیز از اهمیت اساسی به تصویر کشیده شده است. گزیده ای از رمان expounds چرا انسان خودخواه و حیوانات مانند در معنای نهایت: â ساعت € œMany گذشت از او آخرین خواسته مومیایی او، اما بدون شک او پس از خورده، هنگامی که بدن خود را خود را می یابد شروع خواهد شد به او از دست ندهید دوباره از خودخواهی بی رحمانه ناشی می شود که ناشی از نیاز ساده، اما نیاز فوری به نگهداری است. »هنگامی که روده ها به طور طبیعی عمل می کنند، هرکسی می تواند ایده ها، بحث ها، مثلا اینکه آیا ارتباط مستقیم بین چشم ها و احساسات وجود دارد، یا آیا حس مسئولیت، نتیجه طبیعی دید روشن است، اما زمانی که ما در نا امیدی و درد و درد و رنج است که زمانی که حیوانات طبیعت ما بیشتر آشکار می شود، ساراماگو نقاشی بسیار دقیق از چشم را نقاشی کرد جهان ™ او حتی از نامگذاری شخصیت هایش که در یک جهان بی نظیری از نابینایی بی معنی است، انکار می کند، جایی که شخص تنها صدایی است که او می گوید، و هیچ چیزی ندارد، حتی 8 یا 9 اینچ زمین که پایش در آن است. در میان شخصیت ها، همسر دکتر به معنای آرامش کامل است و ...

مشاهده لینک اصلی
من این شاهکار را در هفته گذشته به پایان رساندم و اجازه دادم کمی قبل از بررسی آن نزول کنم. قدرت این کتاب در حقیقت قریب به اتفاق بود و من مجبور بودم برای چند روز در یک زمان خواندن را متوقف کنم. من فکر نمی کنم کتاب های زیادی وجود داشته باشد که این را مثل این ها مختل کند. شاید هرگز اجازه ندهم که من بمانم اما پیام خیلی بیشتر ظریف بود. برخی می گویند که ساختار کتاب باعث می شود خواندن آن بسیار سخت باشد. من فکر می کنم صدای سر من کار خوبی در خواندن آن انجام داد، زیرا با هیچ روشی برای پیروی از روایت مواجه نشدم. چه چیزی باعث شد که زمان خواندن آن دشوار بود، تصاویر و بویایی که در مغز من قرار داشتند. در بعضی مواقع به نظر می رسید که بوی مدفوع از صفحات پیش رو بالا می رفت. نسخه کوتاه طرح یک روز مردم شروع به کور شدن بدون هیچ علامت قبلی می کنند. دولت در تلاش است تا با نابودی نابینایی، اپیدمی نابینایی را متزلزل کند. قرنطینه موفق نیست و مردم بیشتر و بیشتر کور می شوند. این کتاب تمرکز بر زندگی چند @ بیماران @ قفل شده و محافظت شده به یک موسسه ذهنی، که در میان تنها کسی که ایمنی به نابینایی زندگی می کند. از دست دادن دید مردم را به غرایز اولیه خود (خوب یا بد) می اندازند و به زودی شاهد برخی از وحشت های غیر قابل تصور در مبارزه برای غذا / برتری / زندگی و از بین بردن تمام نهادهای اجتماعی و اخلاقی هستند. با این حال، افرادی وجود دارند که هنوز هم سعی در کمک به آن دارند و کمی از بشریت و شایستگی خود را حفظ می کنند. \"اگر ما نمیتوانیم به طور کامل مانند انسان زندگی کنیم، حداقل اجازه دهید ما همه چیز را در قدرتمان انجام دهیم تا به طور کامل مانند حیوانات زندگی نکرده باشیم.\" من فکر کردم که کتاب، استعاره مردم است که از طریق زندگی بدون فکر کردن به خشونت پیاده می شوند و ظلم و ستمی که در مقابل آنهاست، نادیده گرفتن آنها از چیزی است که زندگی متمدنانه آنها را تهدید می کند. من اعتقاد دارم که کتاب ترس و واهمه ما را برای دیدن مرگ و میر و ناچیز زندگی ما به ارمغان می آورد. \"من فکر نمی کنم کور شدیم، من فکر می کنم ما کور هستیم، کور، اما دیدیم، مردم نابینا هستند که می بینند، اما نمی بینند.\" شاید تنها در دنیای کور، چیزهایی که واقعا هستند .اینها چیزهایی است که ما از آن ساخته ایم، نیمه بی تفاوتی و نیمه بدبختی. »

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کوری


 کتاب موشکی به نام گالیله
 کتاب راز ویلیام استورتیس
 کتاب گیاهان شرور
 کتاب رویای تب آلود
 کتاب دانشمندان زحمتکش
 کتاب آرتمیس